شنبه هفدهم تیر 1385

جامعه شناسی گروههای مرجع

هوالعلیم

هم اکنون در حال مطالعه در مورد گروههای مرجع هستم. آنهایی که به راهنمایی و یا همکاری در این زمینه علاقمندند اعلام نمایند.

در ابتدا شرحی را در مورد گروههای مرجع ارائه می کنم:

مروری بر تحول مفهوم گروه مرجع

 

اولين بار هايمن در سال 1942 همراه با سینگر به مطالعه در مورد گروههای مرجع  پرداخت. بعد از هايمن نيوکامب، شريف و ديگران نيز نظریه گروه مرجع هایمن را پروراندند. قبل از هايمن جامعه شناسان شهيري نظير ميد، کولي و سامنر به رابطه ميان گروه و رفتار و نگرشهاي فرد پرداخته اند. بحث اصلي ميد و کولي فرايند جامعه پذيري است که طي آن فرد باورها و ارزشهاي گروهي را که در آن عضويت دارد دروني مي‏نمايد. سامنر بعد از آنان به تکميل اين بحث از نقطه نظر رابطه‏اي که فرد با گروههاي ديگر دارد پرداخته‏است. اينکه فرد علاوه بر رابطه با گروه عضويتي خود رابطه‏اي با گروههاي غير عضويتي نيز دارد اولين بار مورد توجه سامنر قرار گرفت. تأسي به رفتارهاي گروه عضويتي کانون توجه سامنر بود. او مفهوم درون گروه و برون گروه را مطرح نمود. به اين ترتيب فرد عمدتاً با گروه عضويتي خود رابطه صميمانه و وفادارانه‏اي دارد که به تأثر از آن در نگرشها و رفتارها مي‏انجامد و با گروه غير عضويتي رابطه‏اي خصمانه و مبتني بر تقابل دارد.

اگر چه مطالعه در مورد رفتار الگو یابی از تبعیت فرد از رفتار دیگران از مدتها قبل شروع شده است ولی شروع مطالعات مربوط به رابطه میان نظریه گروه مرجع و مطالعه رفتار دانشجویان برمی گردد به مرحله اولیه شکل گیری مفهوم گروه مرجع. هایمن اولین کسی است که مفهوم گروههای مرجع را در سال 1942 را معرفی نمود. به این ترتیب اگر چه قبل از هایمن مطالعاتی با رویکرد جامعه شناختی در مورد رفتار و الگو یابی شده بود ولی این هایمن بود که با استفاده از رویکرد روانشناسی و روانشناسی اجتماعی به مطالعه در مورد گروه مرجع می پردازد و این اصطلاح را برای این نوع مطالعات ابداع می کند.

 

6) توصیف موضوع پژوش

 تعریف و ویژگیهای گروه مرجع:

هر چند تفاوت قابل محسوسی در برداشت محققان از مفهوم گروه مرجع وجود دارد ولی می‏توان گفت که آنان این ویژگیها را به عنوان عناصر مفهوم گروه مرجع در نظر گرفته اند:

·         منبع الهام بخش برای شکل‏گیری نگرشها، ارزیابیها[10] و رفتار (Merton 1968: 287)

·         مرجع اخذ هنجارهای معنی بخش به زندگی[11]

·         منبع دریافت اهداف

·         منبعی برای تعیین معیارهای ارزیابی

·         راهنمای فرد (Milem 1998)

·         الگویی برای همانند سازی (Lindesmith & Strauss 2002)

·         فرد خود را به آنها مربوط می‏داند (Merton 1968: 344)

·         فرد آرزوی برقراری رابطه با آنها دارد (Merton 1968: 344)

  • تأیید آنها را جستجو می‏کند
  • منبعی برای دریافت ابزار ارزیابی خود و دیگران
  • محقق سازنده دیگران تعمیم یافته

به نظر چارلز سینگر گروه مرجع به گروهی معطوف است که فرد تلاش می کند آن را راهنمای خود قرار دهد علیرغم عضویت یا عدم عضویت در آن گروه (Singer 1981).در یک جمع بندي از تعاریف می‏توان گروه مرجع را به عنوان گروه یا فردی تلقی نمود که شخص به هنگام ارزیابی، جهت‏گیری و رفتار، تصوری را که از انتظارات و معیارهای وی یا آنها دارد به عنوان راهنما و الگو در نظر می‏گیرد.

همه انسانها نیاز دارند که رفتار خود و دیگران را زیر نظر داشته باشند. این نظارت نیاز به معیارهایی دارد که از گروه مرجع اخذ می شود. در واقع فرد در جریان رفتار های عادی و روزمره و همچنین رفتارهای سرنوشت ساز خود همواره به خود از زاویه دید دیگران می نگرد و مستمراً آنچه انجام می دهد را مورد بازنگری و اصلاح قرار می دهد.

کارکردهای گروه مرجع

کارکردهای گروههای مرجع همان است که تقریباً در تعریف و انواع گروههای مرجع توضیح داده شد. مهم‏ترین کارکردهای گروههای مرجع عبارتند از:

§         تأمین نیاز فرد به پناهگاه هویتی

§         منبعی برای شکل‏گیری نگرشها

§         تأمین کننده معیارهای ارزیابی و خود سنجی

§         تأمین نیازهای هنجاری و مقایسه ای

§         تأمین نیازهای اخلاقی

§         تأمین نیازهای معرفت اجتماعی

§         گسترش همنوایی در جامعه

§         گسترش تضاد در جامعه

§         همانند سازی ارزشی

§         ارائه بازخورد به فرد برای نظارت و اصلاح

 

همان گونه که گفته شد فرد مستمراً نیازمند به مرجعی است که مورد تأیید قرار گیرد. در واقع مردم در جامعه مستمراً در حال کنش متقابل هستند. گروه مرجع برای اینکه نگرشها و ارزشهای آنها و همچنین معیارهای خود سنجی‏ها و دگر سنجی‏هایشان از استمرار و ثبات نسبی برخوردار باشد الزامی می‏نماید. در واقع گروه مرجع موجب می‏شود تا گروهی از افراد منفرد مجزا از هم به دلیل تبعیت و همنوایی با امر واحدی از اشتراک برخوردار شوند. به عبارت دیگر می‏توان گفت مهمترین کارکرد گروههای مرجع جامعه پذیری و کنترل اجتماعی است.

گروه

برای اینکه بهتر با مفهوم گروه مرجع آشنا شویم لازم است پیش از هر چیز بدانیم که لغت گروه در اصطلاح گروه مرجع به چه چیزی ارجاع دارد. در واقع پرسش اینست که آیا گروه مرجع لزوماً یک گروه است که مرجع دیگران قرار می گیرد یا فرد هم می تواند به همین صورت مرجعیت داشته باشد. یا اینکه آیا گروه مورد نظر دقیقاً همان مختصات و مشخصات گروه را داراست یا می توان از مفاهیم دیگری نظیر مقولات یا جماعت نیز به جای گروه استفاده کرد. در مواردی که یک جامعه مرجعیت دارد چطور؟ آیا مفهوم گروه در اصطلاح گروه مرجع آنقدر کشدار است که هم شامل فرد می شود و هم شامل جامعه؟ هم شامل گروههای موجود امروزی می شود و هم شامل گروهها و افرادی که در تاریخ بوده اند و ما تصوری از آنها داریم. آیا ارواح هم می توانند گروه مرجع ما باشند؟

در واقع باید بدانیم که گروهی که نظریه گروه مرجع به آن اشاره دارد چیست؟ در ابتدا به تعریف گروه توجه می کنیم. جامعه شناسان به انحا گوناگون به تعریف مفهوم گروه پرداخته اند. ولی آنچه در میان اکثر این تعاریف مشترک است این است که گروه به تعدادی از مردم که زمینه کنش متقابل نسبتاً مستمر دارند اطلاق می‏شود. اینکه چه عاملی موجب برقراری کنش متقابل و استمرار آن می‏گردد مورد بحث است. قدر مسلم مشترکات در میان همه ویژگیهایی که ما با آنها برخورد داریم باید آنقدر برجسته باشند تا زمینه لازم را فراهم آورند اینکه میزان مشترکات مورد نیاز و یا میزان برجستگی مورد نیاز برای برقراری کنش متقابل چقدر است در جوامع مختلف فرق دارد.

مرتون تکرر کنش متقابل را به عنوان معیار برای تشخیص گروه از سایر جمعها و غیر گروه پیشنهاد می‏کند. دومین معیار عینی برای تشخیص گروه آنست که اعضای گروه خودشان را به عنوان اعضای گروه لحاظ کنند و بر همین منوال اعضای گروه توسط دیگران نیز به عنوان متعلقین به گروه شناسایی شوند.

کلمه «گروه» در این نظریه در بعضی موارد بی‏مسمی است زیرا بعضاً این گروه نیست که مورد ارجاع قرار گرفته‏است. در بسیاری موارد نیز مفهوم گروه همانند لاستیکی انعطاف پذیر برای اطلاق و کاربرد بهتر تا سر حد پاره شدن کشیده شده‏است.

این مفهوم را با مفاهیم نزدیک آن یعنی جماعت (collectivity) و مقوله (category) مقایسه می کنیم. به مردمی که حس انسجام از طریق فضیلت ارزشهای مشترک دارند و همچنین حس همراهی از طریق اجبار اخلاقی برای ایفای توقعات نقشی دارند، جماعت گفته می‏شود. در مجموع می‏توان گفت که اگرچه مفهوم گروه در نظریه گروههای مرجع به عنوان یک اصطلاح بی‏مسمی به کار رفته‏است ولی این نظریه عملاً مفهومی متناظر با جماعت را نیز به عنوان بدیل گروه به کار برده‏است. در واقع در برخی موارد گروه مورد نظر در گروههای مرجع بیشتر جماعت است تا گروه.

مقولات[i] (category) به پایگاههای تثبیت شده‏ای اشاره دارد که اشغالگران آنها لزوماً کنش متقابلی با هم ندارند(91). همانند مقوله‏های استادان، معلمان، کارگران و غیره. مقوله‏های اجتماعی متمایز از گروه و جماعت به کار می‏روند. در واقع آنها جمع پایگاههای اجتماعی هستند بدون نیاز به تعامل اجتماعی. در عین حال مقوله‏های اجتماعی قابل بسیج به گروه و جماعت نیز هستند.

در بیان انواع گروه باید به این نکته توجه داشته باشیم که تقسیم‏بندی و تفکیک میان پدیده‏های اجتماعی امر نظری و انتزاعی است و گرنه واقعیت اجتماعی امری مرکب است. درون گروه و برون گروه یکی از تقسیم‏بندی‏ها در مورد گروه‏است که از سوی سامنر مطرح شده‏است. در نگاه سامنر درون گروه به رابطه فرد با گروه خود اطلاق می شود که تؤام با حس وفاداری و حمیت نسبت به گروه‏است. برون گروه نیز به رابطه فرد با دیگر گروهها اطلاق می شود که مبتنی بر نوعی احساس خصومت و چپاول و غارت است.

تقسیم‏بندی سامنر به نوعی حکایت از یک تقسیم‏بندی دو بعدی دارد. به نحوی که صرفاً به سطح خاصی از مناسبات انسانی اشاره دارد. در حالی که انسان موجودی پیچیده و چند بعدی است و اجتماعات انسانی از خود انسان پیچیده‏تر هستند.

گروه را به عضویت و غیر‏عضویت نیز تقسیم کرده اند. همواره باید به خاطر داشت که گروههای عضویت با درون گروه و گروههای غیر‏عضویت با برون گروه، متناظر نیستند گروه عضویت شامل تمامی گروههایی می شود که فرد در آنها عضویت دارد و گروههای غیر‏عضویت شامل تمامی گروههایی می شود که فرد در آنها عضویت ندارد. رابطه فرد با گروههای عضویت لزوماً رابطه‏ای بر اساس سازش و رفاقت نیست و رابطه فرد با گروه غیر‏عضویت لزوماً رابطه‏ای مبتنی بر خصومت و ستیز گری نیست.

گروه ملی نیز یکی دیگر از انواع گروهها است که در بررسی ما مفید به نظر می رسد. در بسیاری موارد دیده شده‏است که گروه مورد ارجاع کلیت یک ملت است و نه گروه خاصی از درون آن ملت. این مفهوم نزدیک به برداشتی جماعتی از گروه در نظریه گروه مرجع است.

گروهها بر حسب نوع ساختار نیز متنوعند. یکی از پارمترهای ساختاری که در اینجا مورد بحث است تقسیم گروهها به باز و بسته‏است. در گروههای باز امکان تحرک اجتماعی بیشتر و در گروههای بسته کمتر فراهم است.

می توان طبقه‏بندی دو گانه یا سه گانه‏ای از گروهها نیز ارائه نمود؛ انواع گروههایی نظیر نخستین و دومین، درون گروه و برون گروه، گروههای تعارضی و تزاحمی، گروههای کوچک (از نظر تعداد اعضا دو، سه و چند تایی) و گروههای بزرگ، مؤسسات و اجتماعات؛ گروهها را می توان بر حسب نام، حرفه، مذهب و یا از این قبیل طبقه‏بندی نمود؛ این نوع تقسیم‏بندی‏ها از نظر نظری در مراحل ابتدایی قرار دارند. در واقع این تقسیم‏بندی از گروه صرفاً یک فهرست طولانی از گروهها می دهد و هیچ شباهت برجسته‏ای به طبقه‏بندی نظری ندارد.

با این مقدمه می توان گفت که بهتر است گروهها را بر اساس ویژگیهای آنها نظیر درجه شفافیت یا ابهام تعاریف اجتماعی از عضویت در گروه؛ درجه درگیری اعضا در گروه؛ تداوم عملی عضویت در گروه؛ تدوام مورد انتظار عضویت در گروه و تدوام عملی گروه، طبقه‏بندی نمود.

در کنار طبقه‏بندی گروهها، می توان به دسته‏بندی انواع عضویت نیز اشاره داشت. عضویت را به صورت ثابت و متغیر، رسمی و غیر رسمی، رهبر و پیروان، تازه وارد و قدیمی، پیوسته و وابسته و از این قبیل مطرح دسته‏بندی کرده اند. مرتون عضو اسمی و عضو حاشیه‏ای را نیز مطرح می کند. در یک تقسیم‏بندی دیگر می توان اعضای گروه را به سه دسته پیوسته، وابسته و گسسته تقسیم‏بندی نمود. این تقسیم‏بندی در بررسی گروههای مرجع بومی و غیر بومی و اساساً بررسی ساز و کار ارجاع به گروههای غیر‏عضویتی مفید است.

یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با گروه زیر گروه‏است. زير گروه به گروهی که زیر مجموعه یک گروه بزرگتر است اطلاق می شود. هر گاه امری موجب تبلور منافع، علايق و عواطف متمایزی گردد ظرفیت ایجاد زیر گروه را دارد و می تواند هم رفتار و هم نگرشها را در ترکیب جدیدی در گروه بسیج نماید.

در بخش بعدی به مفهوم غیر‏عضویت پرداخته شده‏است. در واقع مسأله گروه مرجع و دغدغه اصلی آن و آنچه ما به عنوان نابسامانی در گروه مرجع جوانان مورد توجه قرار داده ایم، گرایش به گزینش گروههای مرجع غیر‏عضویتی است. بدین لحاظ ضرورت دارد به خوبی ابعاد غیر‏عضویت تشریح شود. از نظر زیمل غیر عضوها یک پدیده هم جنس منفرد نیستند و مصلحت نیست همه آنها را یکجور تلقی نمود.

انواع غیر عضوها کدامند؟ غیر عضوها با هم فرق دارند. در اینجا به دسته‏بندی آنها بر اساس نسبتی که با گروه عضویت دارند می پردازیم. برخی از غیر عضوها نسبت به گروه بی‏تفاوتند، برخی وابستگی ندارند. می توان غیر‏عضویت را بر اساس معیار شایستگی تقسیم‏بندی نمود. بسته به معیار شایستگی، دو نوع کاملا عمده وجود دارد: مشتاقان شایسته‏ای که به عنوان نامزد شناسایی شده‏اند و مشتاق غیر شایسته درگیر در اجتماعی شدن که پیشبینی می شود انسان حاشیه‏ای شود و آمادگی دارد که توسط گروه عضویت خود به خاطر انکار ارزشها و عدم توانایی برای دریافت پذیرش توسط گروهی که خواهان عضویت در آن است کنار زده شود. همچنین می توان شایستگان غیر مشتاق را نیز به این دسته‏بندی اضافه کرد.



 

[2]  نیاز به توضیح است اگرچه بسیاری از عناصر فرهنگ آمریکایی از نقاط دیگر جهان به این کشور اشاعه یافته است لکن در حال حاضر آنها را با نشان آمریکایی می‏شناسند. در واقع ریشه موسیقی رگا، راک و جاز آفریقایی است این در حالی است که اینها در خود آفریقا نیز به عنوان موسیقی آمریکایی شناخته شده اند. به همین ترتیب در مورد غذای همبرگر و پیتزا و لباسهای بلوجین.

[3] George 11. Mead, Mind, Self and Society (The University of Chicago Press, 1934), 138

 

[4]  عنایت به اینکه در جامعه‏شناسی نیز مکتب کنش متقابل نمادین که قرابت بیشتری به روانشناسی و روانشناسی اجتماعی دارد به این موضوع پرداخته است.

[5] Hyman, H. H.: 1980/1942, The Psychology of Status (New York Times Company, New York).

[6]. Tamotsu Shibutani

[7]. American Soldier

[8]. Samuel Stouffer

[9]. Relative Deprivation

[10]  فرد در بسیاری از مواقع به ارزیابی خود می‏پردازد. بهترین تصویر از مفهوم گروه مرجع را می‏توان در فرایند ارزیابی مشاهده نمود. در این فرایند است که فرد بر اساس تصوری که گروه مرجع و معیارهای آنان دارد به ارزیابی خود می‏پردازد. شاید بتوان گفت که میزان آزادی فرد به هنگام رفتار بسیار بیشتر از زمان ارزیابی است. در ارزیابی است که این دیگرانِ مرجع را بیشتر رعایت می‏کند و در نظر دارد. این موضوع به خصوص در جوامعی که ارزیابی اهمیت بیشتری دارد، شدت دارد. در واقع در جوامع مدرن‏تر میزان آزادی فردی بیشتر و ارجاع به دیگران به همین دلیل کمتر است ولی در جوامع کمتر مدرن و سنتی‏تر میزان آزادی‏های فردی کمتر و فشار برای همنوایی بیشتر است، که باعث می‏شود در فرایند اجتماعی شدن فرد بیشتر به دیگران ارجاع داده شود. در نتیجه به هنگام بزرگسالی در رفتارهای خود بیشتر به ارزیابی‏های دیگران از خود توجه دارد. و اگر تصور داشته باشد که این دیگران فشار زیادی بر روی او دارند به تغییر گروه مرجع خود اقدام می‏کند. ولی هنوز هم ارزیابی‏های دیگران برای او اهمیت بسیاری دارند. تنها تفاوتی که کرده است تغییر گروه است وگرنه از نفوذ دیگران کاسته نشده‏است.

 

 

[11] http://www.csubak.edu

[12]  ممکن است بتوان چنین تصور نمود که در مورد جوانانی که به فرهنگ غربی گرایش دارند، جامعه غربی گروه مرجع هنجاری آنها را تحت تأثیر قرار می‏دهد در حالی که گروه مرجع مقایسه‏ای آنان بیشتر بومی است.



[i] مقولات در زبان فارسی جمع مقوله‏است ولی به نظر می رسد بهتر از حالت مفرد معنی مورد نظر را تبادر می کند. در عین حال می‏توان از حالت مفرد آن نیز استفاده نمود.

نوشته شده توسط علی انتظاری در 8:1 |  لینک ثابت   •