تبليغاتX
جامعه شناسی ایران

جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390

داستان بز و گوسفند

معمولاً در میان گله های گوسفندان تعدادی بز هم وجود دارد. اگرچه گوسفندان را به قیمت بالاتری می خرند لکن بزها برای حرکت گله مفیدند زیرا چموش تر و چالاک تر هستند. یکی از تفاوتها بزها و گوسفندان این است که گوسفند را دنبه ای است که وی را ستر عورت می کند (یعنی پشتش را می پوشاند) در حالی که بز را دمی است که یارای پوشاندن عورتش را ندارد فلذا همواره عورتش آشکار است. روزی بز و گوسفند به نهر آبی رسیدند و گوسفند برای رفتن به آن سوی نهر جهشی کرد و حاصل این جهش پرتاب دنبه به آسمان شد و بز عورت گوسفند را دید. بز به شدت از این کشف و مکاشفه خود به وجد آمد و به میان گله رفت و آنچه را دیده بود بازگو کرد. گوسفند پیری وی را گفت که ای بز تو همواره خود در کشف عورت به سر می بری و تو را خیالی نیست چگونه است که یک بار عورت گوسفند دیده ای این گونه شگفت زده شده ای؟!

نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:6 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390

قهر و آشتی!

خیلی جالبه که انگار نه انگار که اتفاقی به این مهمی در سطح بالاترین رده اجرایی کشور می‌افتد و به سادگی  از آن عبور می‌شود. نمی‌دانم که پشت این قهر و قورها چیست؟! همواره دعا می کنم که نقشه‌ای پشت آن باشد. ولی اگر نباشد مسأله از جهات مختلف قابل تحلیل است. بنابراین فرض را بر این می‌گذارم که نقشه‌ای پشت قضیه نیست و مسأله عبارتست از اینکه بالاترین مقام اجرایی کشور در اعتراض به دستور ولی‌فقیه مدتی بیش از ده روز را از حضور در محل کار خود استنکاف ورزد؛ بعد هم برگردد و التزام خود را به ولایت فقیه اعلام نماید. اگرچه ممکن است این مسأله از نظر بسیاری عادی باشد و مسأله را به عنوان حل شده ببینند؛ ولی با توجه به آثار مخرب آن به نظر می رسد باید به موضوع با حساسیت بیشتری نگریست.

برخورد مردم با این پدیده از جهات بسیار جالب است. برخی‌ها بهت زده با این موضوع برخورد کردند. پشت این برخورد بهت زده این بود این شخصی که توسط خود اینها سر کار آمده چگونه ممکن است مقابل خودشان بایستد. برخی دیگر مسأله را با تحلیل‌های ماورایی نظیر جادوشدن و نقش مشائی در این قضیه، معمای آن را برای خود حل می‌کردند. برخی هم معتقدند که این هم جواب آن همه حمایت بی رویه بوده است؛ برخی دیگر هم باز تمثیل مسافران قطار را پیش کشیدند که این یکی هم از قطار انقلاب پیاده شد و جای نگرانی نیست زیرا همزمان عده‌ای دیگر هم سوار شدند. اما واقعاً مسأله چیست و مشکل کجاست؟ بسیار تمایل دارم تحلیل خودم را بعد از شنیدن تحلیل‌های منطقی و نقادانه و نه بعضاً فحاشانه خوانندگان محترم تقدیم کنم. تصور می‌کنم اگر از میان تحلیلهای گوناگون تحلیلی با رویکرد جامعه شناختی داشته باشیم هم‌زبانی بیشتری خواهیم یافت.

نوشته شده توسط علی انتظاری در 20:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم فروردین 1390

سال نو مبارک

عید نوروز و سال جدید بر همه شما مبارک باشد. انشاءاله در این سال جدید خداوند به همه ما فرصتی برای بازنگری به خود و نگرشهای خود بدهد تا افکار پوچ و بیهوده را از ذهن خود بزدائیم و دل خود را برای پذیرش حقیقت باز کنیم.

 بار خدایا دلهای ما را به هم نزدیک کن و ما را از همه تعلقاتی که موجب می شود حقیقت را انکار کنیم رها کن. برکت را به سفره های مادی و معنوی ما بیاور. کمکمان کن تا از دقایقی که تو به انعام کرده ای در راه خودت بهره برداری کنیم. خدایا ما را در زندگی شخصی و اجتماعی در راه درست هدایت کن و به ما کمک کن تا راه هدایت شدگان را از راه گمراهان و مغضوبین درگاهت بازشناسیم. تا در پایان این سال بر آنچه گذشت حسرت نخوریم و همواره امیدوار برای آنچه در پیش است منتظر بمانیم. خدایا به ما شایستگی لازم برای استقبال از منجی ات عطا بفرما و در آشکار شدنش تعجیل بفرما.

 خدایا از تو یاری ات را طلب می کنم تا بتوانیم حق را از باطل تفکیک کنیم و به خاطر آنچه دوست داریم آنها را به هم ممزوج نکنیم. به همه ما کمک کن تا نسبت به هیچ کس و هیچ چیز تعصب نداشته باشیم. زیرا تو را از دست می دهیم. کمکمان کن تا بر تعلقاتی که موجب می شود از تو دور بمانیم فائق شویم تا حقیقت را آن گونه که هست و نه آن گونه که می خواهیم ببینیم.

نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389

یا حق

در آستانه سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در پشت بام مشغول الله اکبر گفتن بودم. هنگامی که با رفقا مشغول مرور کردن وقایع مصر بودم مطلب زیر به ذهنم خطور کرد که به شما عزیزان تقدیم می کنم:

همواره با خود می اندیشیدم که چرا آمریکا حاضر شد برای فتنه سال گذشته این همه هزینه کند؟ هزینه ای که آمریکا کرد واقعاً بسیار سنگین بود. حساب کنید از بهزاد نبوی تا خاتمی و از گوگوش تا سروش را سوزاند. همه اینها را سوزاند تا به چه چیزی برسد؟ تردید نکنید که خیلی هزینه کرد. همینکه همه اینها بی‌خاصیت شدند و دیگر هیچ حسابی نمی‌تواند روی آنها بکند، نشان از سوختن آنها دارد. بالاخره یک زمانی مردم به خاتمی رأی دادند. خود من هم مثل خیلی از مردم به او رأی دادیم. هر چند رأی ما به خاتمی نه به خاتمی بلکه به کسی که مترقیانه آرمانها ی انقلاب و اسلام را دنبال می کند؛ از برخی جهات هم رأی به غیر هاشمی و ایادی وی بود. ولی بالاخره خام شدیم و به خاتمی رأی دادیم. شما به خوبی می دانید وقتی اسرائیل از موسوی رادیکال حمایت کند، دیگر اعتباری برای وی نمی ماند. ولی انگار چاره ای نداشتند و فکر می کردند باید این هزینه را بکنند. حتی همین به اصطلاح اصلاح طلبان هم فکر می کردند که چاره ای ندارند و باید همه اعتبارشان را هزینه کنند تا از مرگ حتمی نجات یابند وگرنه چیزی برایشان نخواهند ماند. لکن آنها حساب واقعیتی را که در زیر توضیح می‌دهم نکرده بودند.

وقتی وقایع مصر را با دوستان مرور می کردم، به ذهنم رسید که احتمالاً آمریکا این وقایع را پیشبینی می کرد. از آنجایی که پیشبینی می‌کرد مصر و بسیاری از کشورهای اسلامی آبستن تحولات هستند، حاضر بود همه توان خود را برای جلوگیری از این تحولات به کار بگیرد. تحولاتی که همه منافع آمریکا و به خصوص اسرائیل را در جهان نه تنها تهدید بلکه مورد هدف قرار می داد. اگر فتنه سبز سال گذشته موفق شده بود، بی تردید ملت مصر هیچ امیدی به اهدافی که امروز برای آن تلاش می کنند نداشتند. آنچه مصر را به این رشد انقلابی رساند، شارژ انقلاب اسلامی بود. شارژی که از جانب سید حسن نصراله و احمدی نژاد جهان اسلام را بیدار کرد. بی‌خود نیست که ملتهای کشورهای اسلامی به خصوص در شمال آفریقا به شدت به احمدی نژاد به خاطر مواضع انقلابی ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی‌اش علاقمندند.

یادم هست سال گذشته که برای کنفرانس بین المللی جمعیت به مراکش رفته بودم. متوجه شدم آنها همه قضایای ایران را دنبال کرده اند و می فهمیدند که چه نسبتی بین معترضان  و رهبران آنها با آمریکا هست. یک شاگرد مغازه مثل همه مردم مراکش از من می پرسید تو که به اون موسوی و کروبی رای ندادی؟! پاسخ دادم نه. پرسیدم مگر چه مشکلی دارند؟ گفت دست آنها تو دست آمریکاست! نه اینکه یک مراکشی؛ خدا می داند اغراق نمی کنم که تقریباً همه آنها چنین بینشی داشتند. از عوام تا روشنفکرشان می گفتند که ما به احمدی نژاد افتخار می کنیم. حالا می فهمیم که این افتخار چه معنایی دارد.

آنچه در مصر رخ می دهد نتیجه سیاست خارجی فعال و شجاعانه احمدی نژاد است که متأسفانه کشور انقلابی‌مان مدتها از فقدان آن رنج می‌بُرد. مطمئناً اگر کسی مثل خاتمی، موسوی و هاشمی سر کار بود چنین اتفاقی در مصر نمی افتاد. این طور بگم که اگر بعد از جنگ به جای هاشمی کسی مثل احمدی نژاد در موضع رئیس جمهور کشور اسلامی قرار می گرفت و به جای تلاش برای برقراری ارتباط با آمریکایی‌ها، آرمانهای انقلاب و حضرت امام را دنبال می کرد و از دستورات و ارشادات رهبری سرپیچی نمی کرد، شاید فضای انقلابی در این کشورها خیلی زودتر شکل می گرفت. خدا نگذرد از آن خائنان به انقلاب و اسلام که هنوز هم دست از پافشاری بر مواضع اشتباه خود برنمی‌دارند.

متأسفانه بعضی‌ها آن قدر تعصب دارند که نخواهند فهمید. باکی نیست؛ ولی چرا آنان که می فهمند سکوت می‌کنند. آیا برق شمشیر آن منجی باید سکوت شما را بشکند. از حق دفاع کنید. یا حق.

 

 

 

نوشته شده توسط علی انتظاری در 22:20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم دی 1389

سرمایه معنوی

مطلب جدیدی تحت عنوان سرمایه معنوی در وبلاگ «جامعه شناسی طیبه» نوشته ام. ممنون می شوم من را از نقطه نظرات خود آگاه کنید.

برای مراجعه به وبلاگ جامعه شناسی طیبه بر روی لینک آن در حاشیه کناری و یا اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط علی انتظاری در 0:56 |  لینک ثابت  

شنبه یازدهم دی 1389

یک سال گذشت

 

                                        یکسال گذشت

 

یک سال از مرگ فتنه سبز گذشت. نمی دانم آن قدر شجاعت داریم که مرگ را باور کنیم. آیا آن قدر شجاعت داریم که بپذیریم چه پیشبینی‌هایی می کردیم و چگونه از آب در آمدند. آیا آن قدر تعصب داریم که حتی مرگ را باور نمی کنیم. آیا آن قدر به نتایج مورد نظر خود دل بسته ایم که حقایق پیرامون خود را انکار می‌کنیم.

بد نیست سری به گذشته خود بزنیم و تحلیلها و تبیینهای خود را به یاد بیاوریم و در خودمان تجدید نظر کنیم. به قول شاعر:

«آینه گر عیب تو بنمود راست     خود بشکن آینه شکستن خطاست»

اشتباه کردن بر ما انسانها که بر اساس تجربیات خود عمل می کنیم جایز است. لکن اگر از اشتباهات گذشته خود درس نگیریم همواره مدیون عقل و درایت خواهیم شد. باید درس بگیریم که اگر در طوفانی که گذشت به عروه الوثقی چنگ زده بودیم همانند سایر نجات یافتگان بودیم. از این طوفانها باز هم خواهم آمد و تنها آنان که دست از ریسمان الهی بر نمی دارند و او را تنها نمی گذارند نجات می یابند. در ریسمان الهی تردید نکنید. همانی است که حسین به یاری اش شتافت و در عاشورای 88، کوس رسوایی بر دشمنانش زد.

 

نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:49 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم دی 1389

تسلیت

از خدائیم و بسویش باز می گردیم

درگذشت ناگهانی دوست و همکار گرامی جناب آقای دکتر عبداللهی استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که افتخار شاگردی ایشان را داشته ام همه ما را متأثر و متألم ساخت. این ضایعه را به خانواده محترم ایشان و جامعه علمی تسلیت می گویم. از خداوند رحمان برایش آرامش و آمرزش و برای بازماندگان شکیبایی آرزو می کنیم

نوشته شده توسط علی انتظاری در 21:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم آبان 1389

مشائی و مارمولک

مطلبی خواندنی توسط آقای دژاکام در مورد مشایی و مارمولک در این لینک وجود دارد.

http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/316/

 

نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:43 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389

ارزش گریزی

واقعاْ حرف درستی است که در فراگیری دانش و دستیابی به حقیقت آن بیش از هر چیز نیازمند دوری از گرایشها و تعلقات هستیم. لکن منظور از این گرایشها و ارزشها و تعلقات، آنهایی است که مربوط به یافته های دانش و پدیدآورندگان آن هستند. جالب است که بعضی ها به بهانه علم گرایی و رهایی از ارزش، ارزشهای دینی را نادیده می گیرند و هم کسانی را که متدین هستند آدمهای غیر علمی معرفی می کنند که انگار علم و دین در تعارض با هم هستند ولی خود به شدت به تعلقات و ارزشهای غیردینی خود چسبیده اند و برای اندیشه های خود و کسانی که مدافع اندیشه های خود هستند هورا می کشند. تمامی بحث دوری از ارزش معطوف به آن است که به حل مساله دل نبندیم یعنی اینکه جنبه های کاربردی تعیین کننده جهت گیری تحقیق و یافته های ما نباشد. اینکه چه کسی گفته اهمیت نداشته باشد و خلاصه اینکه حب و بغضهای ما بر نتایجی که می گیریم سایه نیاندازد. خیلی از کسانی که سفری به مجامع علمی غرب داشته اند ظاهراْ این را دیده اند که تعصب نداشتن نسبت به یافته ها و اشخاص گوینده یافته ها حداقل در ظاهر وجود دارد. حالا این حرفها را بگذارید کنار کف و سوت زدن در یک محفل علمی. آنهایی که ارزشهای دینی را به راحتی انکار می کنند خود را در معرض کف و سوت زدن عده ای دانشجو قرار می دهند و به آن دلشاد می شوند. آنچه هفته گذشته در سالن آمفی تئاتر دانشکده رخ داد لکه ننگی است بر محیط دانشگاهی. تصور بکنید عده ای در رقابت یا حسادت با آن دو بزرگوار بخواهند بازار مکاره دیگری ترتیب دهند و محفل دانشگاهی را به صحنه تاخت و تاز اغراض شخصی شان تبدیل کنند؟ چه بلایی از بالا و  پائین بر جامعه دانشگاهی ما وارد می شود؟

واقعاْ حرف درستی است که تنها علم در پناه پرهیزگاری به دست می آید و گرنه ادعای ارزش گریزی وقتی دین را هدف می گیرد به همین جا منجر می شود.

نوشته شده توسط علی انتظاری در 8:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389

صانعی نو اندیش

بعضی ها به شیخ یوسف صانعی دل بسته اند به خاطر آنکه وی را شاگرد امام می دانند و نو اندیشی دینی وی را از جنس نو اندیشی امام خمینی می دانند. حال اینکه این نواندیشی بر مبنایی قرار دارد و یا بر حسب مصلحت سنجی ها و تبلیغاتی است موضوعی است که در یادداشتی زیر به خوبی به آن پرداخته شده است:

http://saharnews.ir/view-9589.html


نوشته شده توسط علی انتظاری در 6:0 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم تیر 1389

جامعه شناسی طیبه

مباحثی که تحت عنوان جامعه شناسی اسلامی دارم مستقلاً در وبلاگی تحت عنوان جامعه شناسی طیبه ارائه خواهم کرد. خوشحال خواهم شد که از نظرات و مشارکت شما در غنای مباحث بهرمند شوم. برای مراجعه به این وبلاگ به پیوندهای روزانه مراجعه کنید و یا اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده توسط علی انتظاری در 6:13 |  لینک ثابت  

یکشنبه ششم تیر 1389

می ارزد یا نه؟

یک موضوعی که همواره آزارم می‌دهد این است که متأسفانه رویه های ما به گونه ای است که برای برآورده شدن یک سری از تمنیات و اهداف هزینه هایی بیش از آنچه لازم است صرف می کنیم. این امر که به نوبه خود نشان از ضعف عقلانیت در جامعه ایرانی دارد موضوعی است که باید از زوایای گوناگون به آن پرداخت و برای آن راه حلی پیدا کرد. درست است که در مباحث پیشین به گونه ای مصداقی ورود پیدا کردم لکن تصور می کردم که این ورود مصداقی برای دستیابی به الگوهایی از مشابهت‌ها در مناسبات اجتماعی ضروری است. دستیابی به الگوهای مناسبات اجتماعی همان چیزی است که در تحلیل جامعه شناختی به دنبال آن هستیم. به عبارت دیگر جامعه شناسی همین درک الگوهای مناسبات اجتماعی است. لکن برای این درک لازم است از خود مناسبات وارد شد تا تدریجاً به الگوهای مناسبات دست یافت. ورود به مناسبات از جنس الحاق (attachment) به موضوع است و تحلیل و دستیابی به الگوی مناسبات از جنس انفکاک (detachment) است. در عین اینکه ورود مصداقی برای درک الگوی مناسبات لازم است بستر نظری هم برای این فرایند تجرید ضروری می نماید. در این نگاه جامعه شناختی، فقط استقرائی عمل نمی کنیم بلکه از دو منظر قیاسی و استقرایی برای درک مقرون به واقعیت تلاش می کنیم.

با این مقدمه کوتاه بحث اصلی خود را در مورد یکی از الگوهای مناسبات اجتماعی که هم سیاسی است و هم فرهنگی و اقتصادی مطرح می کنم. پیشتر در مورد قاچاقچی های می اندیشیدم که چگونه است ما این قاچاقچی ها را در دوران قوه رها می سازیم و همینکه به فعلیت می رسند کلی هزینه می کنیم تا آنها را پیدا و از بین ببریم. وقتی به کودکان به عنوان ابزار در اختیار متکدیان قرار دارند نگاه می کنم شک ندارم که از این بچه ها، معلم، پزشک و مهندس در نمی آید و تقریباً شک نداریم که متولیان بسیاری از کجروی های آینده جامعه از همین بچه هایی است که در گوشه و کنار به شکل رقت آمیزی احتمالاً توسط انواع داروهای خواب آور به خواب برده شده اند که فقط امکان سوء استفاده از خود را فراهم می کنند و دیگر قادر نیستند تحرکها و شیطنتهای کودکانه خود را بروز دهند. ما هم همراه بسیاری از عوامل و سازمانهای مسئول بی توجه از کنار آنها رد می شویم و نگرانی از بابت اینکه بسیاری از قاچاقجیان آینده از همین افراد بیرون می آید نداریم. بعد از اینکه این کودکان بزرگ شده اند و در قالب انواع باندهای انحرافی، آموزشهای لازم را برای انواع انحرافات دیدند کلی هزینه  می کنیم تا یکی از آنها را دستگیر کنیم. اخباری از این قبیل که چندین نیروی انتظامی برای دستگیری یکی از قاچاقچی ها معروف رفته اند و همگی به شهادت رسیده اند کم شنیده نشده است. در واقع الگوی این نوع رفتار این است که خطر در دوران غفلت در حال شکل گیری است و وقتی فعال می شود هزینه های زیادی برای رفع آن صرف می کنیم. 

خلاصه اینکه ما وقتی که مشکلی در حال شکل گیری است هیچ حساسیت و و یا حساسیت کمی نسبت به آن داریم و زمانی که حساس می شویم آن قدر دیر شده است که باید هزینه زیادی برای رفع مشکل صرف شود.

همین قضیه را در مسائل بهداشت و درمان می بینیم. عوامل مختلف و متعدد ایجاد بیماری در جامعه فراوان هستند. از مصرف بالای سموم و کودهای شیمیایی که منشأ انواع بیماریها هستند گرفته تا اختلالات و مفاسدی که در تولید انواع مواد غذایی وجود دارد به راحتی مورد غفلت قرار می گیرند. فقدان الگوی تغذیه مناسب با شرایط زندگی کم تحرک شهری و مصرف بالای روغن و نمک همگی دست به دست هم می دهند تا انواع بیماریها در جامعه رشد کنند. سازمانهای بیمه و تأمین اجتماعی در بسیاری از کشورها راه عاقلانه را طی می کنند از طریق کنترل موارد فوق و فراهم کردن بسترهای لازم برای تحرک و ورزش مردم از بیماری مردم پیشگیری می کنند لکن ما می گذاریم مردم به انواع بیماریها که رأس آنها بیماریهای قلب و عروقی و گوارشی قرار دارند دچار شوند بعد تلاش می کنیم تا از طریق احداث بیمارستانها مجهز و تجهیزات پزشکی و انواع داروهای رنگارنگ بیماریها را درمان کنیم.

در مورد مسأله حجاب هم کمابیش با الگوی مشابهی روبرو می شویم. بسترهای تولید کننده و تحریک کننده به بزک کردن، تبرج و جلوه گری بسیارند. از آن سو هم بسترهای مناسب برای خودنمایی های به هنجار و سالم بسیار محدودند. باز هم نسبت به این فرایند غفلت وجود دارد لکن همه این زمینه ها و بسترها را رها می کنیم و صبر می کنیم تا بدحجابی های آوانگارد امنیت فرهنگی جامعه را به شدت مورد آزار قرار دهد. در اینجاست که باز هم عوامل محترم نیروی انتظامی احساس مسئولیت می کنند تا با صرف هزینه ها بسیار بالا در جهت رفع بیماری تلاش کنند. این در حالی است که همه این دختر و پسرهایی که در التزام به هنجارهای اسلامی سستی نشان می دهند در مدارسی که با برنامه درسی متمرکز طراحی شده اند و توسط معلمان و مربیان آموزش دیده تربیت شده اند، 12 سال از عمر خود و خانواده خود را گذرانده اند. باز هم غفلت در زمان تولید مشکل قابل مشاهده است. جالب اینجاست وقتی که در تولید بیماری این قدر بی توجه هستیم چگونه است که وقتی ایجاد شد این اندازه نسبت به آن حساسیت به خرج می دهیم.

همین فرایند را در تولید آقازاده ها و شهرام جزایری ها می بینیم.

همین شرایط در مفاسد اداری مصداق دارد که برای جلوگیری از اطاله کلام سراغ آنها نمی روم. خود شما می توانید تصور کنید که چه مطالبی در این موارد قابل بازگویی است. بحث من بیشتر مربوط است به التهابات سیاسی که در سال گذشته این همه هزینه از مردم گرفت. اگر چه ما خود را به حق دلداری می دهیم که واقعاً برکات زیادی از این فتنه نصیب مردم ایران شد. البته این برکات قابل انکار نیست لکن این برکات نه به دلیل عقلانیت ما بلکه حاصل لطف و عنایت پروردگار بوده است و نباید آن را به حساب خود منظور کنیم. بلکه باید از آنچه گذشت درس عبرت بگیریم. برای اینکه این بحث لوث نشود آن را در پستی جدید خواهم گذاشت و از نظرات شما برای پربارتر شدن آن بهره خواهم گرفت. هر چند معلوم است که بحث چیست. لکن به دلیل حساسیت بحث بهتر است مستقلاً و براساس آنچه در این پست گفته ام در مورد آن صحبت کنیم. 

نوشته شده توسط علی انتظاری در 23:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم تیر 1389

علی شاخص حقیقت

علی وار زندگی کردن تنها به یاعلی گفتن نیست. به التزام به سیره علی است. از کجا معلوم که اگر در زمان علی بودیم از وی دفاع می کردیم. از کجا معلوم که داغ بر جگرش نمی گذاردیم. علی شاخص بود و هست. عشق به علی عشق به راه علی است. پذیرش فرامین علی است. وگرنه آنکه ادعای ارادت به علی می کند لکن برخلاف او با معاویه هم پیمان است و دلش برای معاویه می تپد منافقی بیش نیست.

همواره با خود می اندیشم برای آنکه این بزرگوران را بشناسیم باید ببینیم آنها در شرایط حاضر چگونه عمل می کنند. در واقع اگر علی زنده بود که هست در شرایط حاضر در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی چگونه عمل می کرد. اگر رانندگی می کرد چگونه این کار را انجام می داد. اگر مدیریت می کرد چگونه؟ اگر رقابت سیاسی بود چه می کرد؟ واقعاً علی برای چه سکوت کرد و چگونه سکوت خود را شکست؟ در این تطبیق ظرافت در این است که این بزرگواران را آن گونه که بودند و هستند بشناسیم نه آنگونه که می خواهیم و این مستلزم تقوی و خداترسی است و گرنه معاویه هم ادعا می کرد که ردای پیامبر را بر تن دارد و همچون او حکومت می کند. روی سخنم با شخص یا جریان خاصی نیست. همه ما از ولایی و ضد ولایی محتاج تمسک به امیر مومنان هستیم تا بار دیگر او را بازشناسیم و در سیره عملی زندگی خود تجدید نظر کنیم. علی شاخص درستی است. اگر خود را با متر علی بسنجیم و از خدا بخواهیم که خلوص ما را تضمین کند شاید که رستگار شویم. و اگر بخواهیم متر خود را متر علی بنامیم منافقانه عمل کردیم. جمله ای از جبران خلیل جبران خواندم که حاکی از این بود که اعراب قدر علی را نشناختند لکن ایرانیان قدرش را شناختند و او را عزیز و گرامی داشتند. واقعاً هم این گونه است. آن قدر ایرانیان با علی عجین شده اند که به شاخصی برای سپاسگزاری مبدل گشته اند. واقعاً هم وقتی برای زیارت به حرم ائمه در کربلا، نجف، کاظمین و سامرا به میان اعراب می رویم به وضوح تفاوت قدرشناسی ایرانیان اعم از عرب و عجم با مردم عراق مشهود است. شاید به توان گفت که تعداد زائران شاه عبدالعظیم حسنی ما از تعداد عراقی های زائر حرم امام حسین بیشتر باشد. 

نمی دانم تا چه اندازه این ادعا درست است یا گزافه. امیدوارم ایرانی بودنم موجب نشود که گزافه بگویم. خدا مرا از اغراق محافظت فرماید. حرف من این است که ملت ایران قدرشناس است. این قدرشناسی خود شاخصی است برای آنکه شایسته قدرشناسی را بشناسیم. حرف من که تصور می کنم حرف جدیدی است این است که سپاسگزاری ایرانیان شاخصی است برای تشخیص حق از باطل. بعضی وقتها دوستان و دشمنان شاخصی هستند برای تمیز حق از باطل. همان گونه که پیامبر اکرم (ص) در پاسخ به سوال کننده ای که می پرسید ای رسول خدا پس از شما از کجا بدانیم که حق با کدام گروه است؟ فرمودند عمار توسط گروهی که باطل هستند به شهادت می رسد. عمار سپاسگزار و حامی حق بود. می دانم مبهم است ولی اجازه بدهید که بیش از این بازش نکنم. 

نوشته شده توسط علی انتظاری در 6:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سی ام خرداد 1389

مرگ سیاسی

در طول انقلاب اسلامی همواره شخصیت‌هایی بودند که جایگاه متفاوتی نزد گروههایی از مردم پیدا کردند. اولین شخصیتی که جایگاهش نزد مردم متفاوت شد شهید مظلوم آیت اله بهشتی بود. ایشان قبل از شهادت به شدت مورد انواع اتهامات و نقدها از سوی دوست و دشمن قرار می گرفت. منافقین آن قدر به ایشان تهمت و افترا می‌بستند که حتی برای دوستان هم شبهه ایحاد می‌کردند که برخی از این اتهامات قابل دفاع نیست. لکن پس از شهادت بسیاری از آنهایی که پیشتر در این اتهامات مشارکت داشتند برگشتند و شروع به تحسین و تمجید وی کردند.

برای مطالعه بقیه، ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 6:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم خرداد 1389

شریعتی احیاگر اندیشه اسلامی

مصاحبه ای تحت عنوان «شریعتی احیا‌گر اندیشه‌های اسلامی بود» داشتم. دوست دارم نظرات شما را در مورد این مصاحبه بدانم.

برای دیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط علی انتظاری در 18:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم خرداد 1389

پاسخ به شبهات - مرگ بر دیکتاتور

می‌پذیرم برخی از همین آدمهایی که خود را در جناح اصول گرا جا زده اند مصداق این حرف هستند که نمی‌خواهند به هیچ وجه قدرت را از دست بدهند. پدیده چسبیدن به قدرت پدیده جدیدی نیست. همواره همین بیماری مردم سالاری را در ایران تهدید کرده است. در واقع در جریان فتنه سال گذشته هم با همین بیماری روبرو بودیم که عده ای حاضر نبودند بپذیرند که دیگر مردم آنها را نمی‌خواهند ولو اینکه عده‌ای طرفدار در بین مرفهین داشته باشند. 

برای مطالعه بقیه، ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 6:3 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم خرداد 1389

همه علیه احمدی نژاد

باز هم تعجب خود را از اینکه برخی همه موضوعات و مظالم عالم را رها کرده و دشمنی به نام احمدی نژاد پیدا کرده و در مورد او تنویر! افکار می کنند اعلام می کنم. در سالگرد رحلت آن سفر کرده حاضر از برکت وجودی اش تبرک می جویم و کلمات  زیر را به قصد قربت خود و شما به حقیقت بیان می کنم:

برای مطالعه بقیه، ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 8:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389

بیداری جنبش

چند وقتی است که بر در و دیوار دانشکده با خطی عصبانی می نویسند که «دیکتاتور بترس! جنبش سبز بیدار است». وقتی این جملات را می بینم قدری متأسف می شوم که چگونه است که هنوز بعضی از آدمها این گونه متعصبانه چشم خود را بر حقایق بسته اند و با اینکه هم سوالات بیرون آمد و هم جوابهایش خود را به راه دیگری زده اند. من هم تأیید می کنم که این به اصطلاح جنبش بیدار است ولی خود را به خواب زده است؛ به قول معروف کسی را که خواب است می شود بیدار کرد لکن آن که بیدار است ولی خود را به خواب زده است هرگز نمی توانی بیدار کنی. اگر در خانه کس بود این همه سوال و جوابهای بیرون آمده بس بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفتم خرداد 1389

عتبات عالیات

در چند روز گذشته سفری به نجف و کربلا داشتم که از جهات مختلف برایم درس آموز بود. حرف از شهدای کربلا و ایثار و فداکاری آنها برای زنده نگاه داشتن درخت اسلام فقط حرف است. باید با چشم دل با آنها و در رأس آنها حسین بی رأس نگریست که نجوای دل و عاشقانه چیز دیگری می گویند که به کلمات وصف نتوان کرد. وفای عباس و ایثار گری علی اکبر و وقار حسین جز با نگاه دل دریافت نمی شود. آن قدر عظمت و جلال دارند که کوردلی چون من را نیز بی بهره نگذاشتند و از صفای خود مرا نیز مصفا کردند و بوی عطر عشقبازی آنان با یگانه معبود، طواف کنندگانشان را معطر می کرد. آن قدر گویمت که با اینکه سفری بسیار سخت و از نظر ظاهری و سیاحتی بدترین جایی بود که تا کنون رفته ام لکن از نظر معنوی و باطنی آن قدر زیبا و با شکوه با صفا است که اگر دعوتی بیابم بلافاصله لبیک گویان و سر از پا نشناخته راهی می شوم.





ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 13:46 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389

جامعه شناسی اسلامی 1

مدتهاست که می خواهم در مورد اینکه جامعه شناسی اسلامی داریم یا نه بحثی را آغاز کنم. به جای ورود کلاسیک به بحث، از همینجا آغاز می کنم. انشاءاله خدا توفیق دهد با بهره گیری از نظرات ارزشمند شما این موضوع را در چند پست دنبال کنیم. خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید:

كُتِبَ عَلَیكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَیئًا وَهُوَ خَیرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُون َ«بقره 216»

«جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی انتظاری در 7:33 |  لینک ثابت   •