هفته گذشته یعنی از پنجم تا یازدهم مهرماه برای شرکت در کنفرانسی به کشور مراکش سفر کردم. محمد ششم پادشاه مراکش (علیه و علی آبائه ما یستحق به) در پیامی به مناسبت افتتاح اجلاس انجمن بین المللی جمعیت IUSSP که در این کشور برگزار شده بود یکی از اهداف ضروری این انجمن را مبارزه با فقر اعلام کرد. واضح است شعارهای عدالت گرایانه بیش از هر شعاری پاسخگوی نیازهای بشری است که در این ایام به شدت دچار بی عدالتی شده و به خوبی آن را درک کرده است. همین سلطان محمد ششم سه شنبه شب گذشته اعضای IUSSP را که بیش از دو هزار نفر بودند به یک ضیافت شام با شکوه دعوت کرد که در آن به خوبی فهمیدیم که منظور معظم له از مبارزه با فقر چیست. آنچه در سه شنبه شب مصادف با 28 سپتامبر رخ داد به طور نمادین گامهایی اساسی در مبارزه نه با فقر بلکه با فقرا بود. میزان و تنوع اطعمه و اشربه ای که به مهمانان عرضه می شد شاید حداقل ده برابر نیاز بود. تکه های عظیم بره سر هر میز تنها برای 8 نفر یکی از اقلام ده گانه منوی شام شاهانه ای بود که توسط شاهنشاه شوکتمند مراکش به مهمانان عرضه می شد.

باور کنید حجم و تنوع غذا به نحو وحشتناکی زیاد بود. با اینکه اسراف در مهمانی های زیادی را دیده یا شنیده بودم لکن در این مقیاس برایم حیرت آور بود. هر چند ماجراجویی و تلاش برای سر در آوردن از نوع و روش حفظ قدرت در کنار خصیصه شکمویی مرا به مهمانی شاه کشاند، با این وجود از حضور در این مجلس اسراف پشیمانم و از خدای خود آمرزش طلب می کنم.

پیش خودم فکر می کردم که شاید این همه نشان از مهمان نوازی شاه باشد لکن وقتی مثل عادت همیشگی ام به جای رفتن به اماکن توریستی سری به بخش قدیمی شهر زدم و از نزدیک دیدم که چگونه فقر از سر و روی مردمی که میزبان این همه مهمان خارجی هستند می بارد، برایم مفهوم مهمان نوازی قابل هضم نبود. به خصوص وقتی دیدم چگونه نسبت به بیانیه کشورهای عرب و محکوم کردن سیاستهای ضد جمعیتی مسلمانان از سوی اسرائیل حساسیت نشان داده است و تحکم کرده است که این بخش از بیانیه از گزارشها حذف شود مطمئن شدم که مسأله مهمان نوازی نیست. با خود فکر کردم شاید منظور از مبارزه با فقر مبارزه با فقراست. جالب است دیواری دور بخش قدیمی وجود دارد (که ظاهراً از گذشته ها برجای مانده- شاید در تاریخ برای حفظ مردم از حمله بربرها) که آنها را به طورکلی از بخشهای جدید شهر تفکیک می کند و آنها را در حصاری سنتی زندانی می کند. به این ترتیب توریستها از دیدن آنها دچار چِندش نشده و به راحتی می توانند از اماکن توریستی که دیوارهای این بخش نیز یکی از آنهاست دیدن نمایند. مردم فقیری که در این بخش از شهر زندگی می کنند نیز با دیدن مکرر توریستهای پر مصرف از فقر خود نخواهند نالید.

بنابراین شاید منظور شاه مراکش از مبارزه با فقر مبارزه با فقرا بوده است. هر چند توریستها بی نصیب نیستند و مکرراً متکدیان (یا همان گدایان خودمان) را که بسیار سمج تر از گدایان سامرا هستند مشاهد می کنند و به خوبی می توانند با عمق فاجعه آشنا شوند. آنچه وی انجام می دهد و به بهانه سیر کردن شکم آمریکایی ها و اروپایی ها اموال این مردم فقیر را به تاراج می گذارد بیش از اینکه مبارزه با فقر باشد تلاشی مذبوحانه ای است برای جلب حمایت آقا بالاسر ها از قدرت حاکم بر مراکش. خیلی جالب است که در این خطه از دنیا هیچ مسأله حقوق بشری وجود ندارد. به نظر می رسد که روش کار بسیار روشن و ساده است. حکومتی مورد بی مهری و بغض آقا بالاسرهای دنیا قرار نمی گیرد که علیرغم به تاراج بردن اموال مردمش و نقض مهمترین حقوق مردم، دم آقا بالاسرها را می بیند و توسط یک نیروی امنیتی بسیار قوی هر حرکتی مخالفی از سوی مردم را در نطفه خفه می کند. در واقع این حکومت مستبد با آنچه در جهان انجام می شود سازگار است؛ از مردم فلسطین و لبنان دفاع جدی نمی کند؛ هر جا نیاز به نیروی نظامی بود ولو برای سرکوب مردم بدبخت جهان ولو کشورهای مسلمان و عرب، نیرو می فرستد؛ به آقا بالاسرها تا می تواند باج می دهد؛ حتی هوای کارشناسانشان را هم دارد؛ مردم را به شدت تحمیق می کند و با استفاده از نیروی امنیتی قوی اجازه نطق کردن به آنها نمی دهد. در اینجا هیچ مسأله حقوق بشری وجود ندارد. در انتخابات هم تقلب نمی شود. اگر هم بشود کسی به خیابان نمی ریزد. اگر هم بریزد در رسانه های جهان بازتاب پیدا نمی کنند. اگر نیروهای امنیتی همه شان را زیر و رو کنند کسی نمی فهمد. در مقابل اگر حکومت با آنچه در جهان انجام می شود سازگار نباشد؛ از مردم غزه و لبنان حمایت کند؛ به غربی ها باج ندهد؛ ولو اینکه انتخابات آزادانه برگزار کند حتماً تقلبی در آن شده است؛ حتماً مستبد است؛ حتماً انواع مسائل حقوق بشری دارد؛ حتماً معترضین بزرگنمایی می شوند و در انواع رسانه های ریز و درشت منعکس می شوند؛ حتماً نیروهای امنیتی شان به تمام دخترها و شاید پسرهای معترض انواع هتک حرمتها را مرتکب شده اند. و قص علی هذا.
واقعاً باید خیلی کوردل باشیم تا این چیزها را نفهمیم و باز هم آب به آسیاب دشمن بریزیم.







